تبليغاتX
ماه سیزدهم
ماه سیزدهم
یا چنان بنما که هستی....یا چنان باش که می نمایی!
خیلی وقته دارم مبارزه می کنم ، یک مبارزۀ سخت...
با خودم... با همه چیز...
ابزاری نداشتم و ندارم جز سکوت؛ خشم؛ ترحّم و یا گاهی اوقات یک لبخند ساختگی.....!
مبارزه، با همه چیز هایی که دارن عذابم می دن!

دیگه خسته شدم...
از این شهر،
از آدم هاش،
از منی که با دیدن این همه سیاهی به وجود اومده!!!! 
دنبال خودم می گردم! خودِ خودم!

می خوام تو همین ۵ روزه باقی مونده این مبارزه رو تمومش کنم... فقط می خوام تموم بشه، برد و باختش برام مهم نیست! شاید مجبور بشم مثل این آدم ها یاد بگیرم چشم هام رو ببندم... این هم مهم نیست! یعنی از این به بعد مهم نیست!

باید این من از من جدا بشه... بشم خودم... خود من! منی که دیگه رو دلم سنگینی نکنه...

شاید از نو... بشم من...

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 1:25 AM  توسط CyanC  |