تبليغاتX
ماه سیزدهم
ماه سیزدهم
یا چنان بنما که هستی....یا چنان باش که می نمایی!
خیلی وقت ها پایان دادن به یک سری چیزها خیلی سخته! خیلی...
اونقدر سخت که ماه ها و حتی سال ها مجبور باشی با خودت کلنجار بری...

سخته تصمیم برای پاک کردن یک سری خاطرات که یه زمانی خوب بودند...
ولی الآن جز سردی، سکوت، ناراحتی و خشم و نفرت برات چیزی ندارند!!!

بیشتر از پاک کردن اون ها باور همین سخته!
همین که به خودت بقبولونی خیلی چیزها خیلی راحت رنگ عوض می کنند. مثل خاطرات خوب!




بالاخره تموم شد.
پاکشون کردم.

و الآن فقط مونده یه لکه ی تاریک و سرد گوشه دلم.
تا همیشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 0:57 AM  توسط CyanC  | 

خیلی ها می گن بزرگترین حس وجودی من نفرته!!
نمی دونم! شاید راست بگن... 

آره نسبت به خییییییییلی چیزها تو این دنیا نفرت دارم, شاید تعداد اون ها حتی از تعداد چیزهایی که بهشون عشق می ورزم بیشتر هم باشه!!!
آره خیلی بده, ولی این جوریم!! یعنی این جوری "شدم".

متنفرم...

* متنفرم... از هرچی دین و مذهب تو دنیا متنفرم... خصوصا اسلام!! نمی دونم آدم ها کی قرار متوجه بشن که این ذهن اونهاست که مذاهب و ادیان و خدا رو به وجود آورده نه بالعکس!!! کی قراره فکر کنند به اینکه این ادیان نیستند که اون ها رو هدایت می کنند بلکه ذهن اون هاست که به دین ها شکل می ده و تو طول تاریخ هزاران مدل دین و مذهب به شکل ها و رنگ های مختلف به وجود آورده!! کی می خوان بفهمند من نمی دونم...

* متنفرم... از اسلام به عنوان کثیف ترین و وقیح ترین دین دنیا متنفرم (ببخشید اگه قراره چیزهایی بخونید که حس می کنین بهتون توهین شده, این به من مربوط نیست من دارم در بلاگم درمورد چیزهایی که ازشون نفرت دارم می نویسم و اینی که می گم یکی از مهمترین هاشه)... یعنی به جرات می تونم بگم کثیف ترین، خونخوارترین، زن باره ترین، هوس بازترین و وطن فروش ترین آدم های دنیا توسط همین دین تربیت شدند و از مروجین همین دین بودند و هستند!!! در مورد نفرتم از این مزخرف ترین ابداع بشر حرف زیاد دارم بزنم ولی فعلا جاش نیست فرصت لازمه!

* متنفرم... از "اکثر" مردهای روی زمین، نه ایرن، متنفرم... البته بیچاره ها خیلی تقصیر ندارند زیر دست اسلام تربیت شدند که انقدر کثیف بار اومدند!! اصلا پرویی و خودخواهی رفته تو خونشون... جزئی از وجودشون شده که فکر کنند زن ها به خاطر اون ها خلق شدند... زن ها خلق شدند که به اون ها خدمت کنند و غرایز جنسی سیری ناپذیر اون ها رو رفع کنند... زن ها خلق شدند فقط برای اینکه کارهای حقیرانه زندگی اون ها رو انجام بدند! ( در مورد این مورد هم بخوام حرف بزنم یک سال حرف دارم)

* متنفرم... از خیلی از زن ها متنفرم... زن هایی که با حقارت و کوته بینی خودشون به این مردها اجازه میدند سالیان سال این جوری فکر کنند... زن هایی که خودشونُ مثل یک سگ می بینند و شوهر رو صاحبشون... زنهایی که براشون بدیهیه که برای همون مواردی که گفتم خلق شدند...زن هایی که هیچ وقت سعی نکردند بیشتر از اون چیزی که خونه ننه باباشون بهشون یاد دادند یاد بگیرند.

* متنفرم... از تمام قوانین آشغال ضد زن در ایران متنفرم... قوانینی که یه مشت مرد آشغال ریختند و یه مشت مرد آشغال تر از اون ها اجراش می کنند. قوانینی که کوچکترین حرمت و شخصیتی برای زن قائل نیست! البته تعجب نداره این اسلامه که دست اون آشغال ها رو باز گذاشته برای گذاشتن چنین قوانین تبعیض آمیزی!! بگذریم...

* متنفرم... از تمام حکومت های دنیا متنفرم... متنفرم چون هییییییییییییچ کدومشون برای خدمت به مردمشون نیست که سر کار هستند. تماما شارلاتان هایی هستن که برای رسیدن به قدرت و ثروت با هر دوز و کلکی که هست راس کار اومدند و با تحمیق مردم کشورشون روز به روز به قدرت و ثروتشون اضافه می کنند.

* متنفرم... از تمام مرزهای بی معنی جغرافیایی متنفرم... مرزهایی که  با زیاد شدن تعدادشون کشورهای بیشتری تولید می شه و آدم های روز زمین از هم دورتر می شند! از هم بیشتر فاصله می گیرند... با هم غریبه تر می شند...

* متنفرم... از تمام آدم های کثیفی که حیوون های روی زمین رو به هر طریقی چه عمدا و چه سهوا اذیت می کنند متنفرم!

* متنفرم... از آشغال های حاکم بر ایرانم متنفرم... باز هم به جرات می تونم بگم تو طول تاریخ بشریت کثیف تر و خائن تر و وطن فروش تر از آدم هایی که تو این 30 سال بر ایران حکومت کردند وجود نداشته... و باز هم اگه یه کم دقت کنیم می بینیم که این هم از صدقه سر اسلامه!!!!! البته آره شما که راست میگین اسلام اصلش که اینجوری نیست که، اینا بد اجراش کردند و ازش سو استفاده کردند!!!بگذریم...

* متنفرم... از هرچی آدم دورو و دروغ گو ِ متنفرم... چیزی که به وفووووووووووووور این روزها اطرافمون پیدا میشه.

* متنفرم... از آرتریت رماتوئید متنفرم!!!

*متنفرم... از اینکه زندگی فقط بشه شامل کارهایی تکراری که آدم بالاجبار و بدون کوچکترین علاقه ای مجبور باشه انجامشون بده متنفرم!!!

* متنفرم... از بچه ی زر زروی لجباز به خصوص اگه دختر بچه ی 4 5 ساله باشه متنفرم!!!

* متنفرم... از اینکه کسی بهم بگه عاشقتم متنفرم... ترجیح می دم این جمله ی مسخره رو به زبون نیاره و اگر همچین حسی داره فقط داشته باشه، توی دل خودش... تا اینکه 3 سال شبانه روز بهم بگه عاشقتم بعدم خیلی ساده تر از شاشیدن، جلوی روی خودم به کسی دیگه بگه عاشقتم!!!!! خنده داره برام... یاد آوری خیلی چیزها چنان نفرتی توی وجودم به وجود میاره که حتی قابل بیان نیست.

* متنفرم... الان دیگه به جرات می تونم بگم ازت متنفرم!

* متنفرم... از معلم کلاس دوم دبستانم متنفرم.

* متنفرم... از بعضی دلسوزی های خودم در مورد آدم هایی که به هیچ عنوان لیاقتش رو نداشته و ندارند متنفرم.

* متنفم... از انتظار کشیدن متنفرم.

* متنفرم... از یک سری از خصوصیات خودم متنفرم... از اینکه زود عصبانی میشم، از اینکه توقعم از کلمه ی دوستی خیلی زیاد تر از بقیه است، از اینکه گاهی با نزدیک ترین کسام هم نمی تونم حرف بزنم، از اینکه گاهی اوقات رفتارم جوریه که بقیه بهم می گن مغرور ولی خودم نمی دونم کدوم رفتار و برخوردمه، از اینکه گاهی با مامانم جوری برخورد می کنم که ناراحت میشه متنفرم.


در آخر


* متنفرم... از اینکه اییییییین همه نفرت توی وجودم داشته باشم متنفرم!


معلوم نیست...
شاید روزی نوشتم...
از چیزهایی که در کنار این همه نفرت توی دلم هستند و بهشون عشق می ورزم نوشتم.
شاید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 11:9 PM  توسط CyanC  |