تبليغاتX
ماه سیزدهم
ماه سیزدهم
یا چنان بنما که هستی....یا چنان باش که می نمایی!
سلام من باز اومدم... بعد از کلی وقت ، با یک سوال جدید
نمی دونم اصلا یادتون مونده یه زمان هایی این جا سوال می کردم ، جواب می دادیم و ...یا نه؟؟
فکر کنم انقدر آپ نکردم دیگه یادتون رفته اصلا این جا چه خبر بود...!؟!؟

تا حالا  سوال های زیادی پرسیدم... سوالاتی که خیلی ذهن خودم رو مشغول کردند و می کنند... :

*  " من کیستم؟! "
" زندگی یعنی چه ؟! "
*  "چه چیزی می تونه شما رو به اوج خوشحالی و رضایت برسونه ؟!"
*  "فقط یک روز مونده...چه طور از زندگی خداحافظی می کنی؟! "
*  " آزادی یعنی.... ؟!؟ "
*  "بزرگترین سوالی که ذهنتون رو تا حالا مشغول کرده چیه؟!"

نمی دونم برای جواب دادن به این سوال ها اصلا فکر کردی یا نکردی؟... جوابی براشون پیدا کردی یا نکردی؟ ... جواب هایی رو که دادی باور داری یا نداری؟... ولی امیدوارم برای چند دقیقه هم که شده به این سوال ها و اینکه " تو " چه جوابی براشون داری فکر کرده باشی...
بگذریم....

 

گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان     برداشتمی من این فلک را زمیان

وز نو فلکی دگر چُنان ساختمی       کآزاده به کام دل رسیدی آسان


نمی دونم چرا ولی این شعر خیام رو خیـــــلی دوست دارم... شاید قبلا شنیده باشین....یا خودم براتون نوشته باشم....
تو اگر بودی چی کار می کردی... ؟ اگر قرار بود تو دنیا رو از نو بسازی چه جوری می ساختی... ؟ آره... می دونم تصورش سخته ولی خوب فکر کردن بهش خالی از لطف نیست!.... خواهشاً شعار هم ندین که آی همین جوری که خدا ساخته از همه حالتی بهتر ِ... یا ما ( انسان ها) اصلاً نمی تونیم بفهمیم که تو چه دنیایی باید زندگی کنیم و این رو فقط خالقمون می دونه و .........!!

 "فکر کن میشه از صفر ساخت...تو دنیا رو چه طور می ساختی؟"

 

مثل همیشه منتظر جواب های همتون هستم....
شاد و موفق و پیروز باشید...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 2:20 PM  توسط CyanC  | 

این چند روز برای یک سوال جدید خیلی فکر کردم...سوالات زیادی به ذهنم رسید...ولی هیچ کدوم به اندازه این یکی بهم نچسبید :

"بزرگترین سوالی که ذهنتون رو تا حالا مشغول کرده چیه؟!"

بیاین فکر کنیم....به یک سوال بزرگ!!!!....یا شاید سوال کوچیکی که جای بزرگی از ذهنمون رو اشغال کرده!....منتظر شنیدن  چیز های خیلی جالبی هستم!...
یک پیشنهاد دیگه هر کسی دوست داشت بهترین جوابش رو برای سوال قبل بنویس ِ....

همیشه موفق و پیروز باشید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 11:12 PM  توسط CyanC  | 

یک چند وقتی ِ دارم به معنای " آزادی " فکر می کنم...خیلی دوست دارم بفهمم واقعآ این همه شبانه روز آزادی ، آزادی می کنن یعنی چی...واقعآ یعنی چی...؟
تو تا حالا فکر کردی!! ... خیلی جاها خوندیم...خیلی جاها شنیدیم...خیلی جاها ازش حرف زدیم... خیلی جاها ازش حرف زدن... از داشتنش... از نداشتنش... از آزادی هایی که دیروز نداشتیم و امروز داریم ...از آزادی هایی که امروز داریم و فردا نخواهیم داشت...از آزادی های از دست رفته ای که یا ازش آگاه نیستیم و یا خودمون رو می زنیم به اون راه.... آزادی هایی که  منتظریم بی هیچ تلاشی یکی بیاد تقدیممون کنه(!!!).... از آزادی هایی که شاید داشته باشیم و قدر ش رو نمی دونیم .... آزادی هایی که قطره قطره داره از دستهامون میره و بی هیچ توجهی ، تلاشی برای حفظ اون نمی کنیم(!!!)... از میدونش...از مجسمه اش و..............
بیا....بیا یک بار با هم فکر کنیم.... فکر کنیم به آزادی یک انسان!!!!شاید به یک چیزهایی رسیدیم....

 " آزادی یعنی.... ؟!؟ "

آزادی = ... !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 6:25 PM  توسط CyanC  | 

نمی دونم به لذت بردن از زندگیتون و تلاش برای رسیدن به آرزوهاتون چه قدر اهمیت می دین.... اصلآ تا حالا فکر کردین که به چی میخواین برسین؟!....دوست دارین تا آخر عمرتون چه کار هایی بکنین...؟!؟ هیچ وقت شده حس کنین که برای انجام کاری که باید می کردین دیگه دیر شده...خیلی دیر...

حالا وقتش ِ که فکر کنیم؟....نه؟!پس بیایم به این سوال واقعآ فکر کنیم...اگه بتونیم بهش جواب بدیم فکر کنم به خیلی چیز های با ارزشی برسیم....

فرض کن به یک طریقی می فهمی که فردا روز آخر زندگیت ِ...!! یعنی فقط امروز رو برای زندگی کردن فرصت داری....فقط و فقط امروز....یعنی از دار دنیا فقط ۲۴ ساعت زندگی کردن برای تو باقی مونده!! اون موقع برای این ۲۴ ساعت چه برنامه داری؟... دوست داری که چی کارهایی رو انجام بدی...

فکر کن....به سوال ، به جوابش و به....!

"فقط یک روز مونده...چه طور از زندگی خداحافظی می کنی؟!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 8:17 PM  توسط CyanC  | 

بد ، خیلی بد...نفرت محض...حس سرد غربت...خستگی...حس سخت تنهایی(..)بعد از گم شدن...منتظر مثل یک درخت خشکیده در انتظار بهار!...مکث...تکرار و تکرار و تکرار.............................. امیدوارم این نیز بگذرد!

   

امروز می خوام یک سوال جدید بپرسم.....سوالی که می دونم با خوندن عبارات بالا اصلآ انتظارش رو نمی کشید!!دیروز به ذهنم رسید...خیلی فکرم رو مشغول کرد....فکر کنم ارزشش رو داره شما ها هم فکر کنید...

 

 "چه چیزی می تونه شما رو به اوج خوشحالی و رضایت برسونه ؟!"

 

دوست دارم برای فکر کردن به این سوال و جواب دادن بهش تا اونجایی که می تونی قوه تخیلت رو گسترش بدی....آره.... امکان داره.....هر چیزی که تو ذهنت وارد بشه امکان پذیره....پس اراده کن تا خودت رو به اوج خوشحالی برسونی!!! (اگر تونستین لطفآ تا سه تا موردش رو اسم ببرین)

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1384ساعت 10:45 PM  توسط CyanC  | 

امشب دلم بد گرفته بود....اونقدر که حتی انگیزه ای برای نوشتن نداشتم....تنهای چیزی که امشب برای گفتن دارم:

ای کاش همه ی ما یاد می گرفتیم ؛

                                                       یا چنان بنماییم که هستیم

                                                    یا چنان باشیم که می نماییم!

آره ، با تو ام....پشت سرت رو نگاه نکن.... دقیقآ منظورم خود توست.... تا به حال به اون چیزی که هستی فکر کردی.....آیا تظاهر به این چنین بودن می کنی یا واقعآ همونی!؟!؟!؟.... چرا ظاهرت انقدر با درونت متفاوت ِ... یاد بگیر....خودت باش....حتی اگر این خود بودنت برای دیگران خوشایند نیست.... مطمئن باش اون ها هم روزی خودشان خواهند شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1384ساعت 0:3 AM  توسط CyanC  | 

  دوباره سلام...نمی دونم در مورد سوال قبلی ای که ازتون پرسیده بودم چه قدر فکر کردین...چه قدر تونسته بود ذهن شما رو مشغول کنه!؟....ولی خوب می دونم حداقل در مورد دو سه نفر خوب عمل کرده....برای من همین هم کافیه!!....همین که بتونم  شده با این سوالات و نوشته ها حتی یکی دو نفر از شما رو واقعآ به فکر وادار کنم خیلی خوشحال می شم....فکر هایی که خودم خیلی ازشون کمک می گیرم....خوب ، حالا بگذریم....بریم سراغ یک سوال دیگه :

اولین سوالی که محور اصلی این وبلاگ بود رو پرسیدم....حالا دومی!!تا حالا خدایی به معنای واقعی ِ زندگی فکر کردین؟... آیا معنای حقیق زندگی مثل همون معنای لغویش ِ؟!!.... زندگی= زنده + گی.... واقعآ زندگی یعنی فقط همین؟!؟!.... زنده بودن؟

پس بیاین فکر کنیم و جواب پیدا کنیم....منتظر جواب های همتون هستم....!!

 "   زندگی یعنی چه ؟!  "

فعلآ....بر می گردم...با یک سوال دیگه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 1:8 PM  توسط CyanC  | 

امروز می خوام یکی از قسمت های جدید رو وارد وبلاگ کنم....طبق پیشنهاد های خودتون 

این بار ازتون می خوام تو حد اکثر دو سه جمله خودتون رو تعریف کنید...یعنی می خوام هر کدومتون بعد از فکر کردن ، به این سوالم جواب بدین....شنیدن جوابهاتون خیلی برام جالبه...: 

 "  من کیستم؟!  "

این سوال تقریبآ مهم ترین سوالیه که همیشه ذهن من رو مشغول میکنه...و همیشه به دنبال اینم که بهترین و کاملترین جواب رو براش پیدا کنم....خوب منتظر جواب های شما هستم....امیدوارم به درد شما ها هم بخوره....

 

شاد باشید...

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 2:20 PM  توسط CyanC  |