سلام
، دوباره اومدم.....اومدم که باز از آدم ها بنویسم... این بار از آدم هایی که این روزها تعدادشون تو شهر ما خیلی زیاد شده....آدم هایی که اجازه دادند خوی حیوانی لباس قشنگ انسانیت رو از تنشون به در کنه....انقدر پست شدند که با نگاه کردن به اون ها و رفتارهاشون احساس انزجار و تنفر بهم دست می ده....دوباره شرمنده می شم ، از انسان بودن خودم.... و حتی شاید بتونم بگم از ایرانی بودنم....از اینکه مجبورم تو کشوری که همیشه بهش افتخار می کردم و می کنم ، در بین این جور آدم ها زندگی کنم....تازه کاش فقط زندگی کردن بود .... کاش می تونستم ندید بگیرم که غالب مردم جامعه دارن به جمع اون ها می پیوندند .... کاش میتونستم چشمم رو ببندم و نبینم ..... نبینم که قسمت اعظم ثروت مملکتم داره میفته تو دست انسانهایی (ببخشید!) مثل اون ها.... نبینم که اداره ِ کشور هم....!!!
بگذریم.... بذار یک کم از این آدم ها بنویسم....زندگیشون خلاصه شده تو پول ، کلک ، رشوه ، دروغ دزدی،........... و در کل هر کاری که نتیجه اش نابود کردن حرمت انسان هاست.... موفق و خوشبخت اون کسی که.... تونسته باشه پول بیشتری رو انبار کرده باشه
..... کسی که به مقام های بالاتری رسیده باشه(حالا چه جوریش بماند!).....کسی که آدم های بیشتری جلوش خم و راست بشن و بتونه انسانهای بیشتری رو خوار و حقیر کنه
.....مردی که به زنش این امکان رو میده چند کیلو طلا بیشتر از زن حاج آقا فلانی تو صندوقش قایم کنه یا خودش رو به اون ها آویزون کنه!!!.... و زنی که که به خاطر همین چیز هایی که گفتم به شوهرش اجازه میده اون رو با حقیرانه ترین القاب خطاب کنه....مادر و پدری که برای فامیل شدن با جناب آقای ایکس ، باز هم برای رسیدن به ثروت بیشتر ، حاضرند دخترشون رو بدند به پسر بی سواد ، بی کار ِ آقا....مادر و پدری که بدون توجه به خواست پسرشون اون رو داماد خانواده ِ ایکس می کنند....کسایی که حاضرند برای تأمین منافع شخصیشون هر گونه قانونی رو زیر پا بذارند و یا حتی عوض کنند!.....کسایی که حاضرند انسان ها رو نابود کنند و حق زندگی رو ازشون بگیرن تا خودشون ثروت بیشتری از این راه کسب کنند
..... کلاً می تونم بگم برای اون ها انسانیت ، شرافت و درستی و صداقت تعریف نشده....انقدر غرق در پول و مال دنیا شدند که حتی به خودشون درد سر نمی دهند به این چیز ها فکر کنند
....
تازه این ها خوب ِ.... اگر ظاهر و باطنشون مثل هم بود خوب بود.... اگر انقدر تظاهر و دروغ در چهره و رفتارشون نبود باز هم قابل تحمل بود.... ولی امان...امان از اینکه تمام این کار ها و هزاران هزار کار دیگه رو انجام میدند بعد خودشون رو یک انسان پاک می دونند....خودشون رو پشت یک نقاب بزرگ از انسان های معتقد ، با ایمان و شریف قایم می کنند .... و در واقع با این کار بقیه افراد رو به تمسخر می گیرند ... تازه یه کاری رو که خوب بلدند انجام بدند اینه که بقیه رو نصیحت می کنند و به قول خودشون به راه راست هدایت می کنند....خیلی زشت و وقیح به تمسخر گرفتن آدم ها و اعتقادات اون ها ... خیلی سخت باور و تحمل اینکه کسی ببینه دینش رو و دستورات دینش این جوری پایمال می کنند. ، بعد کارهای کثیفشون رو با همین دین توجیه می کنند(خدا بهتون صبر بده!
) ، .... وحشتناک تر اینه که آدم می بینه این باطن کثیف نادیده گرفته میشه و این ظاهر دروغین مایه ِ احترام و عزت این جور آدم ها میشه..... درد ناک ِ.... درد ناک اینکه آدم می دونه اگر شرایط ایجاب کنه و بحث منافع در میون باشه ، همین ها حاضرند کاملآً رنگ عوض کنند.... یکی دیگه بشند ..... یکی که خودش رو باید به راه راست هدایت کرد!!!
سخت ِ..... واقعاً زندگی کردن در بین این طور افراد سخت .... ولی چاره ای نیست...مهم اینه که ما تا جایی که می تونیم باطن افراد رو و واقعیت وجودیشون رو درک کنیم .... و با اصل اون ها زندگی کنیم... نه ظاهر دروغین و فریبنده شون....
ولی به قول عزیزی نباید این همه آیه یأس خوند.... آره درسته این جور آدم ها در کشورمون زیادند... ولی خوب هستند انسان هایی که باید به وجودشون و به شرافتشون افتخار کرد... هنوز هم هستند افرادی که با پاکی و صداقت خودشون آدم رو به زانو در می آرند.......ولی خوب گفتم این بار از اون ها بنویسم....
به امید اون روز که مجبور نباشیم این همه دروغ .... این همه انسانیت از دست رفته رو تحمل کنیم....
