|
|
|
|
|
به قبرستان گذر کردم کم و بیش بدیدم قبر دولتمند و درویش نه درویش بی کفن در خاک خفته نه دولتمند برد از یک کفن بیش ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ گویند که عشق را بکن درمانی زان پیش که در علاج آن درمانی ما چاره درد عشق دانیم و لیک صبر است علاج عشق و آن در ما ، نی
۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ فارغ ز غم جهان و از خلق جهان با خویشتنش به ذره خویشی نیست ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاریک بودی ، جاودانه در این گیتی سراسر گر بگردی خردمندی نیابی ، شادمانه ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ در عمل کوش و هر چه خواهی پوش تاج بر سر نه و علم بر دوش زاهدی در پلاس پوشی نیست زاهد پاک باش و اطلس پوش ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ همچنان در فکر آن هستم که گفت پیلبانی بر لب دریای نیل زیر پایت گر ندانی حال مور همچو حال توست زیر پای پیل ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ نامرادی در جهان باید ز شمع آموختن سوختن خود را و بزم دیگران افروختن |
||