تبليغاتX
ماه سیزدهم - تغییر
ماه سیزدهم
یا چنان بنما که هستی....یا چنان باش که می نمایی!
یک احساس....یک تغییر....بدون هیچ دلیلی ... بدون هیچ آمادگی قبلی....

یک ماهی از اولین باری که وجودش رو حس کردی ، میگذره......هی سعی کردی ندیدش بگیری....خودت رو می زدی به اون راه.....نه من همونم....همون فرد قبلی.....اصلآ دلیلی برای تغییر وجود نداره.... اصلآ چیزی با قبل فرق نکرده که بخوام عوض بشم......آره....با گفتن این چیز ها سعی داشتی ندید بگیریش...ولی خوب دیگه نیمشه...انقدر داره محسوس میشه که خودت حتی در ظاهر و رفتارت تغییر رو احساس میکنی....دیگه قابل نادیده گرفتن نیست....آره ، داری عوض میشی...حالا چرا؟ به چه علت؟....کی می دونه.... 

 اصلآ نمی دونی دوست درای تغییر بکنی یا نه.....!!!!

شاید بعضی وقت ها یک همچین تلنگری لازم تا آدم ببینه اصلآ از چیزی که الآن هست راضی ِیا نه؟!

جدآ حس عجیبی، نمی دونم کسی از شما ها هم تا حالا تجربه کرده یا نه؟!....یک تغییر در خودت احساس می کنی.....چیزی که نمی شه ندید گرفتش...ولی خوب هر چی فکر میکنی اصلآ دلیل به وجود اومدنش رو نمی دونی....یک چیز مجهول....ولی خوب حسش می کنی....شاید موقتی باشه...ولی خوب در هر صورت الآن تو رو دچار یک سردرگمی عجیب کرده....

حالا از همه این ها گذشته،اینکه اصلا نمی دونم دارم واقعا تغییر می کنم یا نه؟.... یا اینکه اصلآ دلیلش چیه؟....چیزی که بیشتر فکرم رو مشغول کرده اینه که آیا واقعآ دوست دارم تغییر کنم؟!...اون هم یک تغییر اساسی... اونقدر اساسی که شاید خودم و اطرافیان متوجه بشند که با یک آدم دیگه ای طرفن....نمی دونم....دارم فکر میکنم.... همیشه عاشق تغییر بودم....ولی الآن که.....مرددم... باید فکر کرد....

**اصلآ حس شعار دادن هم ندارم.....اینکه خوب که آدم با اراده ای که داره بدی هاش رو تغییر بده....خصوصیات بدی که خودش می دونه رو از بین ببره،عوض بشه ووووووو.....خسته کننده ست...!!

 

چیزی پایدار نمی ماند مگر دگر گونی.                                  هراکلیتوس

تغییر آنگاه شروع می شود که فرد پله بعدی را ببیند.                            ویلیام درایتن

هر کس در اندیشه تغییر جهان است،اما کسی در اندیشه تغییر خود نیست.            تولستوی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 5:25 PM  توسط CyanC  |